مؤلف مجهول

66

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

و كوشكها ساختند تا آن وقت كه سلطان را وفات آمذ . ايشان برخاستند نزد سلطان عزم كرد . سلطان پسر خود محمود را در سنهء احدى عشر و خمسمايه « 1 » بيست و دوم ذى الحجه ولى عهد كرده بود . سلطان محمود به جاى او بنشست . سلطنت سلطان محمود بن محمّد قسيم امير المؤمنين چون سلطان محمود بر تخت قرار كرد اميرانى كه در آن وقت در اصفهان [ بودند ] كمر طاعت بر ميان بستند . « 2 » اندر صفر از اصفهان به همدان آمذ به ترتيب ولايت مشغول شد . برادرش طغرل نزد اتابك نوشتگين شيرگير « 3 » بوذ . گندغدى اتابك را گرفتار كرده نزد سلطان آورد . اتابكى طغرل را بگندغدى داد . مىخواست عزم خليفه كردن خبر وفات خليفه آمذ كه شانزدهم ربيع الآخر سنه اثنى عشر و خمسمايه « 4 » مستظهر گذشت . پسرش مستر شد ، بر جاى او به خلافت قرار كرد بدان سبب سلطان پريشان شد . خلافت ابى الفضل المسترشد بن المستظهر هفده سال و نه ماه بود . « 5 » دين‌داران همه با او بيعت كردند . در آن وقت كه ملك طغرل را [ ا ] ز قلعهء سرجهان « 6 » بدر آورد . بگندغدى داد باز سلطان فرستاد از وى طغرل را

--> اتابكى شاهزاده طغرل در سال 513 ه . ق درآمد . وى دستور يافته بود كه طغرل را نزد محمود آورد ولى در عوض طغرل را اغوا كرد كه بر برادر بشورد . ازاين‌رو سلطان را از وى برحذر داشتند ، امير گندغدى بر جان و مال خود بيمناك گشت و شبانه در تاريكى فرار كرد و همچنان در پنهانى روزگار را مىگذراند . پس از اين با سلطان ملاقات نكرد و از اين جهت آتش فساد را دامن زد . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 142 . ( 1 ) . 511 . ( 2 ) . اصل : شايد سال 512 از قلم افتاده باشد . . . . ( 3 ) . اصل : و شيرگير . ( 4 ) . 512 . ( 5 ) . اصل : « بود » تكرار شده است . ( 6 ) . قلعهء مرتفع بر فراز كوهى در نيمه راه صاين قلعه و سلطانيه واقع و تا سلطانيه پنج فرسخ فاصله داشت .